اتحادیه تجارت آزاد اروپا (افتا)

بسیاری از کشورهای اروپایی که عضو اتحادیه اروپا نبودند در سال 1960، در واکنش به تاسیس اتحادیه اورپا، « افتا» را تاسیس کردند. کشورهای عضو افتا در صدد گسترش تجارت بین خودشان و برقرار کردن رابطه با اتحادیه اروپا از طریق افتا بودند و تمایل نداشتند به طور چداگانه با اتحادیه اروپا ، رابطه داشته باشند. با پیشرفت اتحادیه اروپا در راستای اتحاد بین اعضای خود، کشورهای عضو افتا دریافتند که یک قدرت اروپایی بلقوه مقتدر، در حال شکل گیری است. این کشورها نگران بودند که از اتحادیه اروچا کنار گذاشته شوند و برای رفع این نگرانی به راههای مختلفی متوسل شدند. بسیاری از اعضای پیشین افتا اکنون عضو اتحادیه اروپا هستند. کشورهای دیگر عضو افتا در مورد مسائل مختلف به توافقهای دیگری با اتحادیه اروپا دست یافتند. اعضای اولیه افتا، اتریش، دانمارک ، نروژ ، پرتغال، سوئد، سوئیس و انگلیس بودند. اعضای کنونی افتا ایسلند، لیختن اشتاین، نروژ و سوئیس می باشند.

                

تکنیک 5-3-6 گروه اسمی (nominal group):

روش گروه اسمی از زمره شیوه های ایده یابی خلاق است. در این روش بر خلاف شیوه تحرک مغزی ، افراد جدا از هم ولی در کنار هم کار میکنند. در جلسه گروه اسمی ، اعضای جلسه نظرات خود را در صفحات کاغذ یادداشت کرده و بدون آن که مشخص شود چه کسی طراح ایده و تفکر نوشته شده است، ایده ها بین اعضا مبادله شده و تکمیل و تعدیل می شوند. یکی از انواع روش های گروه اسمی تکنیک 5-3-6 است. در این تکنیک ، 6 نفر به عنوان اعضای جلسه هر کدام سه ایده یا نظر جدید را در باره مسئله مورد نظر بر روی سه کارت مینویسند. این کارت ها بین افراد جلسه مبادله می شوند. به طوری که هر فرد 5 بار سه ایده افراد دیگر را ملاحظه میکند و در ذیل آن ایده و نظر خود را می افزاید. ایده های اظهار شده موجب برانگیختن ایده های جدیدتر به وسیله اعضای جلسه می شوند و زنجیره ای از افکار به وجود می آورند.

در روش دیگری که مشابه تکنیک 5-3-6 است، پاسخ های اعضای جلسه کتبا جمع آوری میشوند و مورد رای گیری مخفی قرار میگیرند و پاسخ ها بر اساس رای اعضا درجه بندی می شوند و بر روی راه حل های ممتاز بار دیگر فکر و کنکاش جمعی به عمل می آید. در تمامی این گروهها از روش ها  چون اعضا به هنگام ارائه نظراتشان شناخته نمی شوند نوعی آرامش بر آنها حاکم است و بدون هراس از واکنش های دیگران نسبت به خود، ایده هایشان را ابراز می کنند. همچنین در این روش ضایع گروه اندیشی به حداقل ممکن کاهش می یابد و نظرات با استقلالی بیشتر ابراز می شوند.

منبع کتاب مدیریت عمومی دکتر سید مهدی الوانی

اصل پیتر (The Peter Principle):

اصل پیتر ادعا میکند ادعا میکند که در سازمانها کارکنان به علت نشان دادن شایستگی در یک شغل ، به شغل بالاتر ارتقا پیدا میکنند و این روند تا زمانی ادامه می یابد که به حد بی کفایتی در یک شغل می رسند و در همان جا باقی می ماننند. از این رو ما اغلب در سازمان ها با افرادی برخود می کنیم که شایستگی شغل خود را ندارند و این عارضه ای است که گریبان گیر بیشتر سازمانهاست. واضع این اصل ، که نویسند ای به نام لارنس پیتر است ، به ذکر مواردی متعدد می پردازد که در آن ها کارمند در طول خدمت خود به مشاغل بالاتر گمارده شده و زمانی به حد بی کقایتی رسیده در همان شغل متوقف شده است. بدین ترتیب پیتر معتقد است که در سلسله مراتب سازمانها همه کارکنان مشتاق هستند با به حد بی کفایتی برسند و علم سلسله مراتب شناسی( hierarchiolgy) باید این ضایعه را مورد بررسی و تدقیق قرار دهد. امروزه همه سازمان ها از سلسله مراتب استفاده می کنند و باید در شناخت عوارض آن نیز هشیار باشند، اصل پیتر این آگاهی را به آنان ارزانی میدارد.

پنجره جو- هری (Johari window ):

 

            

یکی از الگوهای تجزیه و تحلیل ارتباطات متقابل بین فرد و دیگران پنجره جو- هری است که به وسیله دو تن از صاحب نظران علوم رفتاری به نام های جوزف لوفت و هری اینگهام

   ( Joseph Luft and Harry Ingham)طراحی ، و به همین علت به پنجره جو – هری معروف شده است. به کمک این مدل می توانیم تعارضات بین افراد را تجزیه و تحلیل کنیم و روابط بین انسانها با شخصیت های مختلف را مورد بررسی قرار دهیم.

شکل زیر شخصیت های مختلف انسانی را در این الگو نشان میدهد.

فرد در مورد دیگران آگاهی و

شناخت ندارد

فرد در مورد دیگران آگاهی و شناخت دارد

 

من نهفته

من آگاه

فرد در مورد خود آگاهی و شناخت دارد.

من نا آگاه

 من نابینا

فرد در مورد خود آگاهی و شناخت ندارد.

 

همان گونه که در شکل ملاحظه می شود افراد از نقطه نظر این که تا چه حد نسبت به خود و سایرین آگاهی و شناخت دارند در چهار نقطه قرار میگیرند:

1- من باز یا آگاه ( open self) : در این وضعیت ، فرد هم نسبت به خود و هم نسبت به دیگران آگاهی و شناخت دارد و امکان بروز تعارض بسیار ضعیف و اندک است.

2- من نهفته یا پنهان ( hidden self ): در این وضعیت ، فرد نسبت به خود آگاه است اما در مورد دیگران شناخت ندارد و از این رو از سایرین نهفته و پنهان می ماند. او نظرات و احساسات خود را به سایرین بروز نمیدهد و از بیم واکنش های دیگران می کوشد خود را در معرض ارتباط و تماس با آنان قرار ندهد. در این حال امکان بالقوه برای ایجاد تعارض وجود دارد.

3- من نابینا ( blind self ): در این حالت فرد سایرین را میشناسد، اما از شناخت خود ناتوان است و نسبت به خود کور و نابینا است. این چنین فردی ناخود آگاه ممکن است باعث رنجش سایرین بشود و سایرین نیز غالبا از ترس این که مبادا باعث آزردگی او بشوند خصوصیات وی را به او گوشزد نمیکنند و اگر هم مطلبی در این زمینه بیان شود با واکنشی مطلوب مواجه نمیشود. در این حالت نیز مانند حالت دوم امکان باقوه ایجاد تعارض وجود دارد.

4- من ناخودآگاه و نا مکشوف ( undiscovered self): در این وضعیت امکان بروز تعارض بسیار بالاست زیرا فرد نه نسبت به خود و نه نسبت به سایرین آگاهی و شناخت ندارد و هرچه هست سو تفاهم و عدم درک متقابل است.

به منظور غلبه بر مشکلات ناشی از حالات دوم ، سوم و چهارم باید کوشش کرد تا در افراد آگاهی لازم به وجود بیاید وهمه گرایش به سوی حالت اول پیدا کنند. یکی از طرق کاهش حالات نامطلوب ، آن است که با ایجاد ارتباط و اعتماد بین افراد موجبات شناخت آنان از یکدشگر را فراهم کنیم و محیطی به وجود آوریم که افراد به راحتی بتوانند از نظرات هم نسبت به یکدیگر آگاه شوند.